بسم اللّه الرحمن الرحیم و الصّلوة و السّلام علی خیر خلقه محمّدٍ و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین
و لعنة الدائمة علی اعدائهم و مخالفیهم و معاندیهم و مبغضیهم و منکری فضائلهم و مناقبهم
من الآن الی قیام یوم الدین آمین یا رب العالمین .
در پانزدهمین قرن از انتشار ملکوتی فرمان حق جل و اعلی از نای فرشته وحی بر گوش جان خاتم الانیباء ، باده نوشان کوثر ازلی ودلدادگان محبت لایزال علوی در کنار برکه غدیر به پهنای هستی به عشق بیعتی دوباره با
ولی حق مرتضی علی (علیه السلام)
نغمه شادی برمی آوریم وفریاد روح بخش
(من کنت مولاه فهذا علی مولاه)
راازلبان درفشان نبی رحمت می شنویم و با گلبانگ
((علی ولی اللّه))
مشمول دعای آن پیامبر بزرگ می شویم:
"اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله"
"شیعیان من! هر زمان که آب گوارایی نوشیدید، مرا به یاد آورید و اگر سرگذشت غریب و شهیدی را شنیدید، بر من بگریید!"
مصباح، کفعمی، ص 376
فیلم معرفی مقام حضرت سکینه ، حضرت ام کلثوم و حضرت فاطمه صغری(سلام الله علیهم)
زمان:۴ دقیقه
حجم:۳.۱۸ مگ
تو کیستی؟ چراغ بهشت مدینهای
آیینه دار حُسن حسینی، سکینهای
باید به رتبه زینب ثانی بخوانمت
چون عمهات به صبر نداری قرینهای
در آسمان صبر فروزنده کوکبی
بین تمامی اُسرار رکن زینبی
دشمن ذلیل عزّ و وقار سکینه است
فریاد کربلای حسینی به سینه است
در مکتب مجاهدت و صبر و ابتلا
ایثار و استقامت و ایمان گزینه است
هر چند درد و رنج اسارت کشیدهای
تو خصم را به بند حقارت کشیدهای
روی تو آفتاب تماشای باب بود
آئینهٔ تمام نمای رباب بود
در منطق تو معجزهٔ نطق مرتضی
پیغام تو، حیا و عفاف و حجاب بود
از سنگ و تازیانه که در شکوه نیستی
در قتلگه ز بردن چادر گریستی
در مجلس یزید که قلبت کباب بود
دیدی میان طشت طلا آفتاب بود
نامحرمت به دور و غمت بی حساب بود
بر چهره آستین و دو دستت حجاب بود
فریاد و آه و اشک و غم از گریهٔ تو سوخت
حتی دل یزید هم از گریهٔ تو سوخت
گاهی صدای گریه اصغر شنیدهای
گه ناله در شهادت اکبر کشیدهای
گاهی به روی خار مغیلان دویدهای
گه حنجر بریده به گودال دیدهای
در هر بلیّه حمد الاهیت بر لب است
الحق تو را مقاومت و صبر زینب است
ای یادگار فاطمه ای دختر حسین
همگام زینبینی و همسنگر حسین
در راه شام راهنمایت سر پدر
منزل به منزلی تو پیامآور حسین
هر خانه ای که هست رباب و سکینهاش
باشد صفای روضهٔ شهر مدینهاش
تو مصحف حسین و بهشت است دامنت
بر صفحهٔ جمال فروزنده احسنَت
پامال حرمتت شده از جور دشمنان
با تازیانه آیه نوشتند بر تنت
تو راز ناشنیده ز بابا شنیدهای
تو قاصد پیام گلوی بریدهای
ای پاکی و عفاف و حیا شرمسار تو
دشمن حقیر منزلت و اقتدار تو
پیوسته باد باغ شهادت بهار تو
تا روز حشر گریهٔ "میثم" نثار تو
قلب حسین و چشم و چراغ مدینهای
سرتا قدم جلال و وقار و سکینهای
علامه مجلسى در زادالمعاد در اعمال عيد مولود كه روز هفدهم ربيع الاول است فرموده شيخ مفيد و شهيد و سيّد بن طاوسرحمهم الله گفتهاند كه چون در غير مدينه طيبّه خواهى كه حضرت رسولصلى الله عليه وآله را زيارت كنى غسل بكن و شبيه به قبر در پيش روى خود بساز و اسم مبارك آن حضرت را بر آن بنويس و بايست و دل خود را متوجّه آن حضرت گردان و بگو:
اَشْهَدُ اَنْلا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ،
گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست كه شريكى ندارد و گواهى دهم كه محمد بنده و رسول او است
وَ اَ نَّهُ سَيِّدُ الْأَوَّلينَ وَالْأخِرينَ، وَاَ نَّهُ سَيِّدُ الْأَنْبِياءِ وَالْمُرْسَلينَ،
و او آقاى اولين و آخرين است و هم او آقاى همه پيمبران و رسولان است
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ الأَئِمَّةِ الطَّيِّبينَ پس بگو: اَلسَّلامُ
خدايا درود فرست بر او و بر خاندانش امامان پاكيزه * * * * * * سلام
عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليلَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَبِىَ
بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى خليل خدا سلام بر تو اى پيمبر
اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صَفِىَّ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَحْمَةَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ
خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا سلام بر تو اى رحمت خدا سلام
عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حَبيبَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
بر تو اى انتخاب شده از جانب خدا سلام بر تو اى دوست خدا سلام بر تو اى
نَجيبَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خاتَِمَ النَّبِيّينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَيِّدَ
بنده نجيب خدا سلام بر تو اى خاتم پيمبران سلام بر تو اى آقاى
الْمُرْسَلينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا قآئِماً بِالْقِسْطِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا فاتِحَ
رسولان سلام بر تو اى كه پايدارى به عدالت سلام بر تو اى خيرگشا
الْخَيْرِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَعْدِنَ الْوَحْىِ وَالتَّنْزيلِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
سلام بر تو اى مركز وحى و تنزيل سلام بر تو اى
مُبَلِّغاً عَنِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السِّراجُ الْمُنيرُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
رساننده از خدا سلام بر تو اى چراغ تابناك سلام بر تو اى
مُبَشِّرُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نَذيرُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُنْذِرُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا
مژده ده سلام بر تو اى بيم ده سلام بر تو اى ترساننده سلام بر تو اى
نُورَ اللَّهِ الَّذى يُسْتَضآءُ بِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ
نور خدا كه بدان روشنى جويند سلام بر تو و بر خاندان پاك
الطَّاهِرينَ الْهادينَ الْمَهْدِيّينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى جَدِّكَ عَبْدِ
و پاكيزه و راهنماى راه يافتهات سلام بر تو و بر جدت
المُطَّلِبِ وَعَلى اَبيكَ عِبْدِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلى اُمِّكَ آمِنَةَ بِنْتِ وَهَبٍ
عبدالمطلب و بر پدرت عبداللّه سلام بر مادرت آمنه دختر وهب
اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ حَمْزَةَ سَيِّدِ الشُّهَدآءِ اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ الْعَبَّاسِ
سلام بر عمويت حمزه سيدالشهداء سلام بر عمويت عباس
بْنِ عَبْدِالمُطَّلِبِ، اَلسَّلامُ عَلى عَمِّكَ وَكَفيلِكَ اَبيطالِبٍ، اَلسَّلامُ عَلى
فرزند عبدالمطلب سلام بر عمويت و سرپرستت ابوطالب سلام بر
ابْنِ عَمِّكَ جَعْفَرٍ الطَّيَّارِ فى جِنانِ الْخُلْدِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مُحَمَّدُ،
عموزادهات جعفر كه در خلد برين پرواز كند سلام بر تو اى محمد
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَحْمَدُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى الْأَوَّلينَ
سلام بر تو اى احمد سلام بر تو اى حجت خدا بر اولين
وَالْأخِرينَ، وَالسَّابِقَ اِلى طاعَةِ رَبِّ الْعالَمينَ، وَالْمُهَيْمِنِ عَلى رُسُلِهِ،
و آخرين و پيشرو بسوى فرمانبردارى پروردگار جهانيان و نگهبان بر رسولانش
وَالْخاتَِمَ لِأَنْبِيآئِهِ، وَالشَّاهِدَ عَلى خَلْقِهِ، وَالشَّفِيعَ اِلَيْهِ، وَالْمَكينَ لَدَيْهِ،
و خاتم پيمبرانش و گواه بر خلقش و شفيع درگاهش و ارجمند در پيشش
وَالْمُطاعَ فى مَلَكُوتِهِ، الْأَحْمَدَ مِنَ الْأَوْصافِ، الْمُحَمَّدَ لِسآئِرِ
و فرمانروا در عالم ملكوتش آن ستوده در اوصاف و پسنديده در هر
الْأَشْرافِ، الْكَريمَ عِنْدَ الرَّبِّ، وَالْمُكَلَّمَ مِنْ وَرآءِ الْحُجُبِ، الْفآئِزَ
شرافت و بزرگوار در پيشگاه پروردگار و طرف مكالمه (خدا) از پس پردههاى غيب
بِالسِّباقِ، وَالْفائِتَ عَنِ اللِّحاقِ، تَسْليمَ عارِفٍ بِحَقِّكَ، مُعْتَرِفٍ
آنكه گوى سبقت را ربوده و در مسابقه فضيلت كسى به او نرسد (سلام دهم بر تو) سلام كسى كه شناساى به حق تو و معترف
بِالتَّقْصيرِ فى قِيامِهِ بِواجِبِكَ غَيْرِ مُنْكِرٍ مَا انْتَهى اِلَيْهِ مِنْ فَضْلِكَ،
به كوتاهى كردن در قيام به وظيفه واجب نسبت به تو است انكار نكند آنچه از فضل تو به او رسيده
مُوقِنٍ بِالْمَزيداتِ مِنْ رَبِّكَ مُؤْمِنٍ بِالْكِتابِ الْمُنْزَلِ عَلَيْكَ، مُحَلِّلٍ
و يقين دارد به فزون بخشيهاى پروردگار در باره تو ايمان دارد به كتابى كه بر تو نازل گشته حلال شمرد
حَلالَكَ مُحَرِّمٍ حَرامَكَ، اَشْهَدُ يا رَسُولَ اللَّهِ مَعَ كُلِّ شاهِدٍ، وَاَتَحَمَّلُها
حلال تو را و حرام داند حرام تو را گواهى دهم اى رسول خدا با هر گواهى و به عهده گيرم اين گواهى را
عَنْ كُلِّ جاحِدٍ، اَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسالاتِ رَبِّكَ، وَنَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ،
نيز از جانب هر منكرى كه براستى تو بخوبى رسالتهاى پروردگارت را رساندى و براى امتت خيرخواهى كردى
وَجاهَدْتَ فى سَبيلِ رَبِّكَ، وَصَدَعْتَ بِاَمْرِهِ، وَاحْتَمَلْتَ الْأَذى فى
و در راه پروردگارت جهاد كردى و با بيان رسا دستورش را آشكارا گفتى و در راه او اذيت
جَنْبِهِ، وَدَعَوْتَ اِلى سَبيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ الْجَميلَةِ،
و آزار مردم را تحمل كردى و دعوت كردى مردم را به راه او بوسيله حكمت و پند نيكو و زيبا
وَاَدَّيْتَ الْحَقَّ الَّذى كانَ عَلَيْكَ، وَاَنَّكَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنينَ وَغَلُظْتَ
و ادا كردى آن حقى را كه به عهده داشتى و براستى تو نسبت به مؤمنان مهربان و نسبت به كافران
عَلَى الْكافِرينَ، وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ فَبَلَغَ اللَّهُ بِكَ
سختگير بودى و پرستش كردى خدا را از روى اخلاص تا هنگامى كه روز رحلتت فرا رسيد پس خدايت برساند بدين سبب
اَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمينَ، وَاَعْلى مَنازِلِ الْمُقَرَّبينَ، وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ
به شريفترين مقام گراميان و برترين منازل مقربان و بالاترين درجات
الْمُرْسَلينَ، حَيْثُ لا يَلْحَقُكَ لاحِقٌ، وَلا يَفُوقُكَ فائِقٌ، وَلا يَسْبِقُكَ
رسولان آنجا كه دست كسى به تو نرسد و برترى نجويدت برترى جويندهاى و پيشى نگيرد بر تو
سابِقٌ، وَلا يَطْمَعُ فى اِدْراكِكَ طامِعٌ، اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذىِ اسْتَنْقَذَنا بِكَ مِنَ
پيشىگيرندهاى و طمع نكند در ادراك مقامت طمع كنندهاى ستايش خدائى را كه ما را بوسيله تو از
الْهَلَكَةِ، وَهَدانا بِكَ مِنَ الضَّلالَةِ وَنوَّرَنا بِكَ مِنَ الظُّلْمَةِ، فَجَزاكَ اللَّهُ
ورطه هلاكت نجات داد و بدست تو از گمراهى به راه راست هدايت فرمودو از تاريكى به روشنى درآورد پسخداوند پاداش نيكويت دهد
يا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ مَبْعُوثٍ، اَفْضَلَ ما جازى نَبِيَّاً عَنْ اُمَّتِهِ، وَرَسُولاً
اى رسول خدا در ميان پيمبران به بهترين پاداشى را كه پيمبرى از امتش دريافت كند و رسولى
عَمَّنْ اُرْسِلَ اِلَيْهِ بَاَبى اَنْتَ وَاُمّى يا رَسُولَ اللَّهِ، زُرْتُكَ عارِفاً، بِحَقِّكَ
از آنانكه بسوى آنها فرستاده شد بگيرد پدر و مادرم به فدايت اى رسول خدا زيارت كردم تو را با معرفت به حق تو
مُقِرّاً بِفَضْلِكَ، مُسْتَبْصِراً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكَ، وَخالَفَ اَهْلَ بَيْتِكَ،
و در حال اعتراف به فضل تو و بينا هستم به گمراهى كسانىكه با تو و با اهلبيت تو مخالفت كردند
عارِفاً بِالْهُدَى الَّذى اَنْتَ عَلَيْهِ، بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى وَنَفْسى وَاَهْلى
آشنا هستم به هدايتى كه تو برآنى پدرم و مادرم و خودم و خاندانم
وَمالى وَوَلَدى، اَ نَا اُصَلّى عَلَيْكَ كَما صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ، وَصَلّى عَلَيْكَ
و مال و فرزندانم فداى تو باد بر تو درود فرستم هم چنانكه درود فرستاده خدا
مَلائِكَتُهُ وَاَنْبِيآؤُهُ وَرُسُلُهُ، صَلوةً مُتَتابِعَةً وافِرَةً مُتَواصِلَةً لاَ انْقِطاعَ
و فرشتگان خدا و پيمبران او و رسولانش درودى پىدرپى و شايان و پيوسته كه نه منقطع گردد
لَها، وَلا اَمَدَ وَلا اَجَلَ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبينَ
و نه محدود به مدت و زمانى باشد درود فرستد خدا بر تو و بر خاندان پاك
الطَّاهِرينَ، كَما اَنْتُمْ اَهْلُهُ. پس دستها را بگشا و بگو: اَللّهُمَّ اجْعَلْ جَوامِعَ
و پاكيزهات چنانچه شايسته آنيد * * * * * * * * * * * * خدايا قرار ده درودهاى همه جانبه
صَلَواتِكَ، وَنَوامِىَ بَرَكاتِكَ، وَفَواضِلَ خَيْراتِكَ، وَشَرآئِفَ تَحِيَّاتِكَ
و بركتهاى فزون پذير و خيرات فاضله و تحيتهاى شريفه
وَتَسْليماتِكَ، وَكَراماتِكَ وَرَحَماتِكَ، وَصَلَواتِ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبينَ،
و سلامها و كرامتها و رحمتها و درودهاى فرشتگان مقربت
وَاَنْبِيآئِكَ الْمُرْسَلينَ وَاَئِمَّتِكَ الْمُنْتَجَبينَ، وَعِبادِكَ الصَّالِحينَ، وَاَهْلِ
و پيمبران مرسلت و امامان برگزيدهات و بندگان شايستهات و اهل
السَّمواتِ وَالْأَرَضينَ، وَمَنْ سَبَّحَ لَكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ مِنَ الْأَوَّلينَ
آسمانها و زمينهايت و هر كه تسبيح تو را گويد اى پروردگار جهانيان از اولين
وَالْأخِرينَ، عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَشاهِدِكَ، وَنَبِيِّكَ وَنَذيرِكَ،
و آخرين (همه را قرار ده) براى محمد بندهات و رسولت و گواهت (بر خلق) و پيامبرت و بيمدهندهات
وَاَمينِكَ وَمَكينِكَ، وَنَجِيِّكَ وَنَجيبِكَ، وَحَبيبِكَ وَخَليلِكَ، وَصَفيِّكَ
و امين تو (بر وحيت) و بنده ارجمندت و برگزيدهات و انتخاب كردهات و حبيبت و خليلت
وَصَفْوَتِكَ، وَخاصَّتِكَ وَخالِصَتِكَ، وَرَحْمَتِكَ وَخَيْرِ خِيَرَتِكَ مِنْ
و آنكس كه به خلعت صفا و برگزيدگى مخصوصش داشته و ويژه خويش كردى و رحمتت و بهترين برگزيدگان از
خَلْقِكَ، نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، وَخازِنِ الْمَغْفِرَةِ، وَقآئِدِ الْخَيْرِ وَالْبَرَكَةِ، وَمُنْقِذِ
خلقت پيامبر رحمت و خزينهدار آمرزش و پيشواى خير و بركت و نجاتدهنده
الْعِبادِ مِنَ الْهَلَكَةِ بِاِذْنِكَ، وَداعيهِمْ اِلى دينِكَ الْقَيِّمِ بِاَمْرِكَ، اَوَّلِ
بندگان از هلاكت به اذن تو و خواننده ايشان بسوى دين محكمت بدستور تو، آغاز
النَّبِيّينَ ميثاقاً، وَآخِرِهِمْ مَبْعَثاً الَّذى غَمَسْتَهُ فى بَحْرِ الْفَضيلَةِ،
پيمبران در روز ميثاق و پايانشان از نظر بعثت آنكه او را فرو بردى در درياى فضيلت
وَالْمَنْزِلَةِ الْجَليلَةِ، وَالدَّرَجَةِ الرَّفيعَهِ وَالْمَرْتَبَةِ الْخَطيرَهِ، وَاَوْدَعْتَهُ
و مقام شامخ و درجه بلند و رتبه بس شايان و به وديعت نهادى او را
الْأَصْلابَ الطَّاهِرَةَ، وَنَقَلْتَهُ مِنْها اِلَى الْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لُطْفاً مِنْكَ لَهُ،
در صلبهاى پاك و انتقالش دادى از آنها به رحمهاى پاكيزه از روى لطفى كه نسبت به او داشتى
وَتَحَنُّناً مِنْكَ عَلَيْهِ اِذْ وَكَّلْتَ لِصَوْنِهِ وَحِراسَتِهِ، وَحِفْظِهِ وَحِياطَتِهِ مِنْ
و مهرى كه به او ورزيدى كه موكل كردى براى حفاظت و حراست و نگهدارى و دربرداشتش از
قُدْرَتِكَ عَيْناً عاصِمَةً، حَجَبْتَ بِها عَنْهُ مَدانِسَ الْعَهْرِ، وَمَعآئِبَ
قدرت خويش ديدهبانى نگهدارنده كه جلوگيرى كردى بدانوسيله از او آلودگيهاى هرزگى و معايب
السِّفاحِ، حَتَّى رَفَعْتَ بِهِ نَواظِرَ الْعِبادِ، وَاَحْيَيْتَ بِهِ مَيْتَ الْبِلادِ، بِاَنْ
زناكارى را تا اينكه بلند كردى به او ديدگان بندگان را و زنده كردى بدو سرزمينهاى مرده را به اينكه
كَشَفْتَ عَنْ نُورِ وِلادَتِهِ ظُلَمَ الْأَسْتارِ، وَاَلْبَسْتَ حَرَمَكَ بِهِ حُلَلَ
برطرف كردى از نور ولادتش پردههاى تاريك را و پوشاندى به حرم خودت به وسيلهاش خلعتهاى
الْأَنْوارِ، اَللّهُمَّ فَكَما خَصَصْتَهُ بِشَرَفِ هذِهِ الْمَرْتَبَةِ الْكَريمَةِ، وَذُخْرِ
روشنى و انوار خدايا همچنانكه او را مخصوص داشتى به شرافت اين مرتبه گرامى و ذخيره كردن
هذِهِ الْمَنْقَبَةِ الْعَظيمَةِ، صَلِّ عَلَيْهِ كَما وَفى بِعَهْدِكَ، وَبَلَّغَ رِسالاتِكَ،
اين منقبت بزرگ درود فرست بر او چنانچه به عهدت وفا كرد و رسالتهاى تو را تبليغ كرد
وَقاتَلَ اَهْلَ الْجُحُودِ عَلى تَوْحيدِكَ، وَقَطَعَ رَحِمَ الْكُفْرِ فى اِعْزازِ
و در راه پيشرفت توحيد تو با منكرانت پيكار كرد و براى سربلند كردن دين تو خويشى خود را با اهل كفر قطع كرد
دينِكَ، وَلَبِسَ ثَوْبَ الْبَلْوى فى مُجاهَدَةِ اَعْدآئِكَ، وَاَوْجَبْتَ لَهُ بِكُلِ
و به تن كرد جامه بلا را براى جهاد كردن با دشمنانت و تو نيز در مقابل هر
اَذًى مَسَّهُ، اَوْ كَيْدٍ اَحَسَّ بِهِ مِنَ الْفِئَةِ الَّتى حاوَلَتْ قَتْلَهُ، فَضيلَةً تَفُوقُ
اذيتى كه به او رسيد يا هرنقشهاى كه احساس كرد از دشمنى كه قصد كشتنش را داشتند فضيلتى براى او واجب
الْفَضآئِلَ، وَيَمْلِكُ بِهَا الْجَزيلَ مِنْ نَوالِكَ، وَقَدْ اَسَرَّ الْحَسْرَةَ، وَاَخْفَى
كردى كه برترى جويد بر ساير فضائل و دارا شود بدان عطاى شايانت را كه براستى آن بزرگوار حسرت خود را نهان داشت
الزَّفْرَةَ، وَتَجَرَّعَ الْغُصَّةَ، وَلَمْ يَتَخَطَّ ما مَثَّلَ لَهُ وَحْيُكَ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ
وشرارههاى اندوه جانفرسا را پنهانكرد وجرعههاى غصه را فرو داد و از آنچه وحى تو برايش معين كرده بود پافراتر نگذاشت خدايا درود
وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ صَلوةً تَرْضاها لَهُمْ، وَبَلِّغْهُمْ مِنَّا تَحِيَّةً كَثيرَةً وَسَلاماً،
فرست بر او و بر خاندانش درودى كه خودت براى آنها بپسندى و برسان از ما به آنها تحيتى بسيار و سلامى
وَآتِنا مِنْ لَدُنْكَ فى مُوالاتِهِمْ فَضْلاً وَاِحْساناً، وَرَحْمَةً وَغُفْراناً، اِنَّكَ
كامل و بده به ما از جانب خود در دوستى ايشان فزونى نعمت و احسان و رحمت و آمرزشى كه براستى توئى
ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ. پس چهارركعت نماز زيارت بكن به دو سلام با هر سوره كه خواهى
صاحب فضل بزرگ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
و چون فارغ شوى تسبيح فاطمه زهراعليها السلام را بخوان پس بگو: اَللّهُمَّ اِنَّكَ قُلْتَ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا تو خود به
لِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْه وَ الِهِ «وَلَوْ اَنَّهُمْ اِذْ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُمْ جآؤُكَ
پيغمبرت محمد صلى اللّه عليه و آله فرمودى: «و اگر ايشان به خود ستم كنند و نزد تو آيند
فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ، وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً» وَلَمْ
و از خدا آمرزش خواهند و پيغمبر نيز براى آنها آمرزش طلب كند حتماً مىيابند خدا را توبهپذير و مهربان» و من
اَحْضُرْ زَمانَ رَسُولِكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ، اَللّهُمَّ وَقَدْ زُرْتُهُ راغِباً
زمان رسول تو را - كه سلام بر او و آلش باد - درك نكردم خدايا اكنون او را از روى شوق زيارت كرده
تائِباً مِنْ سَيِّىِ عَمَلى، وَمُسْتَغْفِراً لَكَ مِنْ ذُنُوبى، مُقِرّاً لَكَ بِها، وَاَنْتَ
و از كار بدم توبه خواهم و از گناهانم به درگاه آمرزش جويم و اقرار بدان گناهانم نيز دارم و تو خود
اَعْلَمُ بِها مِنّى، وَمُتَوَجِّهاً اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ
آنها را بهتر از من مىدانى و توجه كنم به درگاهت بوسيله پيامبر رحمت درودهاى تو بر او
وَ الِهِ، فَاجْعَلْنِى اللّهُمَّ بِمُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ عِنْدَكَ وَجيهاً فِى الدُّنْيا
و آلش باد پس قرار ده خدايا به حق محمد و خاندانش مرا آبرومند پيش خود در دنيا
وَالْأخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ، يا مُحَمَّدُ يا رَسُولَ اللَّهِ، بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى يا
و آخرت و از نزديكانت، اى محمد اى رسول خدا پدر و مادرم به فدايت اى
نَبِىَّ اللَّهِ، يا سَيِّدَ خَلْقِ اللَّهِ، اِنّى اَتَوَجَّهُ بِكَ اِلىَ اللَّهِ رَبِّكَ وَرَبّى، لِيَغْفِرَ لى
پيامبر خدا اى آقاى خلق خدا من بوسيله تو رو كنم به درگاه خدا پروردگار تو و پروردگارم تا بيامرزد
ذُنُوبى، وَيَتَقَبَّلَ مِنّى عَمَلى، وَيَقْضِىَ لى حَوآئِجى، فَكُنْ لى شَفيعاً
گناهانم را و بپذيرد از من كردارم را و برآورد حاجاتم را پس تو هم شفيع من باش
عِنْدَ رَبِّكَ وَرَبّى، فَنِعْمَ الْمَسْئُولُ الْمَوْلى رَبّى، وَنِعْمَ الشَّفيعُ اَنْتَ، يا
در پيشگاه پروردگارت و پروردگار من زيرا كه نيكو خدائى است كه از او درخواست شود مولا و پروردگار من وتو همنيكو شفيعى هستى اى
مُحَمَّدُ عَلَيْكَ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِكَ السَّلامُ، اَللّهُمَّ وَاَوْجِبْ لى مِنْكَ
محمد كه بر تو و اهل بيتت سلام باد خدايا و واجب گردان براى من از
الْمَغْفِرَةَ وَالرَّحْمَةَ، وَالرِّزْقَ الْواسِعَ الطَّيِّبَ النَّافِعَ، كَما اَوْجَبْتَ لِمَنْ
نزد خود آمرزش و رحمت و روزى فراخ پاكيزه و سودمند چنانچه واجب گرداندى براى كسىكه
اَتى نَبِيَّكَ مُحَمَّداً صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ، وَهُوَ حَىٌّ فَاَقَرَّ لَهُ بِذُنُوبِهِ،
به نزد پيامبرت محمد - كه درودهاى تو بر او و آلش باد - در زمان حيات او مىآمد و اقرار به گناهانش مىكرد
وَاسْتَغْفَرَ لَهُ رَسُولُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ، فَغَفَرْتَ لَهُ بِرَحْمَتِكَ يا
و رسول تو عليه و آله السلام برايش آمرزش مىخواست و تو هم او را مىآمرزيدى به رحمتت اى
اَرْحَمْ الرَّاحِمينَ، اَللّهُمَّ وَقَدْ اَمَّلْتُكَ وَرَجَوْتُكَ، وَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ
مهربانترين مهربانان خدايا براستى من به تو آرزومندم و به تو اميد كردم و در حضورت ايستاده
وَرَغِبْتُ اِلَيْكَ عَمَّنْ سِواكَ، وَقَدْ اَمَّلْتُ جَزيلَ ثَوابِكَ، وَاِنّى لَمُقِرٌّ غَيْرُ
و ميل به تو كردم از ما سواى تو و من آرزوى پاداش شايان تو را دارم و براستى من اقرار دارم
مُنْكِرٍ، وَتائِبٌ اِلَيْكَ مِمَّا اقْتَرَفْتُ، وَعآئِذٌ بِكَ فى هذَا الْمَقامِ مِمَّا
و منكر نيستم و توبه كنندهام بسويت از گناهانى كه مرتكب شدم و پناه جويم به تو در اين جايگاه از آن
قَدَّمْتُ مِنَ الْأَعْمالِ التَّى تَقَدَّمْتَ اِلَىَّ فيها، وَنَهَيْتَنى عَنْها، وَاَوْعَدْتَ
اعمالى كه جلوتر از خود فرستادم همانهائى را كه پيش از آنكه من انجام دهم تو بر من سبقت گرفته و مرا از آنها نهى فرمودى
عَلَيْهَا الْعِقابَ، وَاَعُوذُ بِكَرَمِ وَجْهِكَ اَنْ تُقيمَنى مَقامَ الْخِزْىِ وَالذُّلِّ،
و برانجامش تهديد به عقاب و كيفرم كردى و پناه برم به ذات بزرگوارت از اينكه مرا در مقام رسوائى و خوارى بپادارى
يَوْمَ تُهْتَكُ فيهِ الْأَسْتارُ، وَتَبْدُو فيهِ الْأَسْرارُ وَالْفَضائِحُ، وَتَرْعَدُ فيهِ
در آن روزى كه پردهها در آن روز دريده شود و اسرار و رسوائيها در آن روز آشكار گردد و اندامها از دهشتش
الْفَرايِصُ، يَوْمَ الْحَسْرَةِ وَالنَّدامَةِ يَوْمَ الْأفِكَةِ، يَوْمَ الْأزِفَةِ، يَوْمَ
بسختى بلرزد، روز حسرت و پشيمانى روز سختى روزى كه بزودى بيايد روز
التَّغابُنِ، يَوْمَ الْفَصْلِ، يَوْمَ الْجَزآءِ، يَوْماً كانَ مِقْدارُهُ خَمْسينَ اَلْفَ
مغبون شدن روز جدائى (و فصل امور) روز پاداش روزى كه اندازهاش پنجاه هزار سال
سَنَةٍ، يَوْمَ النَّفْخَةِ، يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ، تَتْبَعُهَا الرَّادِفَهُ، يَوْمَ النَّشْرِ، يَوْمَ
است روز دميدن روزى كه بلرزاند زمين را لرزاننده (يا نفخه صور) كه بدنبالش لرزاننده ديگر آيد روز نشر (نامه عمل) روز
الْعَرْضِ، يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ، يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخيهِ
عرض اعمال روزى كه بپاخيزند مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان روزى كه بگريزد شخص از برادر
وَاُمِّهِ وَاَبيهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنيهِ، يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ وَاَكْنافُ السَّمآءِ،
و مادر و پدر و همسر و فرزندانش روزى كه شكافته شود زمين و اطراف آسمان
يَوْمَ تَاْتى كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها، يَوْمَ يُرَدُّونَ اِلَى اللَّهِ فَيُنَبِّئُهُمْ
روزى كه بيايد هر كسى و تنها از خود دفاع كند روزى كه بازگردند به پيشگاه خدا پس باخبرشان سازد
بِما عَمِلُوا، يَوْمَ لا يُغْنى مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَيْئاً وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ، اِلاَّ
بدانچه انجام دادهاند روزى كه سود ندهد دوستى به دوستى به هيچ وجه و نه يارى شوند جز
مَنْ رَحِمَ اللَّهُ، اِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ، يَوْمَ يُرَدُّونَ اِلى عالِمِ الْغَيْبِ
آنكس كه خدا بدو رحم كند كه براستى او عزيز و مهربان است روزى كه بازگردند بسوى داناى غيب
وَالشَّهادَةِ، يَوْمَ يُرَدُّونَ اِلَى اللَّهِ مَوْليهُمُ الْحَقِّ، يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ
و شهود روزى كه بازگردند بسوى خدا سرپرست حقيقى آنها روزى كه بيرون آيند از
الْأَجْداثِ سِراعاً، كَاَنَّهُمْ اِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ، وَكَاَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ،
گورها شتابان گوئى آنها بسوى نشانه و علمى مىدوند و گوئى ملخهائى هستند پراكنده
مُهْطِعينَ اِلَى الدَّاعِ اِلَى اللَّهِ، يَوْمَ الْواقِعَةِ يَوْمَ تُرَجُّ الْأَرْضُ رَجّاً، يَوْمَ
كه چشم دوختهاند بسوى خواننده بسوى خدا روز واقعه روزى كه بلرزد زمين بسختى روزى كه
تَكُونُ السَّمآءُ كَالْمُهْلِ، وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ، وَلا يُسْئَلُ حَميمٌ
آسمان چون سرب گداخته گردد و كوهها چون پنبه زده شده و هيچ خويشى از حال خويش
حَميماً، يَوْمَ الشَّاهِدِ وَالْمَشْهُودِ، يَوْمَ تَكُونُ الْمَلائِكَةُ صَفّاً صَفّاً،
خود پرسش نشود روز شاهد و مشهود روزى كه فرشتگان صف به صف گردند
اَللّهُمَّ ارْحَمْ مَوْقِفى فى ذلِكَ الْيَوْمِ، بِمَوْقِفى فى هذَا الْيَوْمِ وَلا
خدايا رحم كن به وضع و حالم در آن روز به وضعى كه در اين روز دارم و در آن جايگاه
تُخْزِنى فى ذلِكَ الْمَوْقِفِ بِما جَنَيْتُ عَلى نَفْسى، وَاجْعَلْ يا رَبِّ فى
مرا رسوا مكن به سبب آن جناياتى كه بر خود كردم و قرار ده پروردگارا در
ذلِكَ الْيَوْمِ مَعَ اَوْلِيآئِكَ مُنْطَلَقى وَفى زُمْرَةِ مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَيْتِهِ
آن روز با اولياء خود راه مرا و در زمره محمد و خاندانش
عَلَيْهِمُ السَّلامُ مَحْشَرى، وَاجْعَلْ حَوْضَهُ مَوْرِدى، وَفِى الْغُرِّ الْكِرامِ
عليهمالسلام حشر مرا و حوض او را ورودگاه من قرار ده و در ميان سفيدرويان گرامى
مَصْدَرى، وَاَعْطِنى كِتابِى بِيَمينى، حَتّى اَفُوزَ بِحَسَناتى، وَتُبَيِّضَ بِهِ
بازگشتگاهم را و بده نامه عملم را بدست راستم تا سعادتمند شوم بوسيله حسناتم و سفيد گردان
وَجْهى، وَتُيَسِّرَ بِهِ حِسابِى، وَتُرَجِّحَ بِهِ ميزانى، وَاَمْضِىَ مَعَ الْفآئِزينَ
بدان وسيله رويم را و آسان كن بدان حسابم را و سنگين كن بدان كفه ميزانم را و به همراه رستگاران
مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحينَ اِلى رِضْوانِكَ وَجِنانِكَ اِلهَ
از بندگان شايستهات بسوى رضوان و بهشتت بروم اى معبود
الْعالَمينَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ تَفْضَحَنى فى ذلِكَ الْيَوْمِ بَيْنَ
جهانيان خدايا به تو پناه برم از اينكه رسوايم كنى در آن روز در پيش
يَدَىِ الْخَلايِقِ بِجَريرَتى، اَوْ اَنْ اَلْقَى الْخِزْىَ وَالنَّدامَةَ بِخَطيئَتى، اَوْ
روى خلايق به جنايت و گناهم يا دچار رسوائى و پشيمانى گردم بواسطه خطايم يا
اَنْ تُظْهِرَ فيهِ سَيِّئاتِى عَلى حَسَناتى، اَوْ اَنْ تُنَوِّهَ بَيْنَ الْخَلائِقِ
چيره سازى اعمال بدم را بر كارهاى نيكم يا بخوانى مرا در ميان خلائق
بِاسْمى، يا كَريمُ يا كَريمُ، الْعَفْوَ الْعَفْوَ، السَّتْرَ السَّتْرَ، اَللّهُمَّ وَاَعُوذُ بِكَ
به نامم اى بزرگوار اى بزرگوار گذشت خواهم گذشت پرده پوشى كن پردهپوشى خدايا و پناه مىبرم به تو
مِنْ اَنْ يَكُونَ فى ذلِكَ الْيَوْمِ فى مَواقِفِ الْأَشْرارِ مَوْقِفى، اَوْ فى
از اينكه در آن روز جايگاهم در ميان جايگاه اشرار باشد يا توقفگاهم در
مَقامِ الْأَشْقيآءِ مَقامى، وَاِذا مَيَّزْتَ بَيْنَ خَلْقِكَ فَسُقْتَ كُلّاً بِاَعْمالِهِمْ
جاى بدبختان قرار گيرد و هنگامى كه جدا كنى ميان خلق خود را و هر يك را به اعمال خودشان
زُمَراً اِلى مَنازِلِهِمْ، فَسُقْنى بِرَحْمَتِكَ فى عِبادِكَ الصَّالِحينَ، وَفى
دسته دسته بسوى منزلهاشان سوق دهى پس مرا به رحمت خود در زمره بندگان شايستهات سوق ده و در
زُمْرَةِ اَوْلِيآئِكَ الْمُتَّقينَ اِلى جَنّاتِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ، پس وداع كن آن
زمره دوستان پرهيزكارت بسوى باغهاى بهشتت ببر اى پروردگار جهانيان * * * * * * * * * * * *
حضرت را و بگو: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْبَشيرُ
* * * * * * * * * * * سلام بر تو اى رسول خدا سلام بر تو اى مژده دهنده
النَّذيرُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السِّراجُ الْمُنيرُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السَّفيرُ
و بيم دهنده سلام بر تو اى چراغ تابناك سلام بر تو اى سفير
بَيْنَ اللَّهِ وَبَيْنَ خَلْقِهِ، اَشْهَدُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِى الْأَصْلابِ
بين خدا و خلق گواهى دهم اى رسول خدا كه تو نورى بودى در صلبهاى
الشّامِخَةِ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِيَّةُ بِاَنْجاسِها، وَلَمْ
ارجمند و رحمهاى پاكيزه كه آلودهات نكرد دوران جاهليت به نجاستهايش و
تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيابِها، وَاَشْهَدُ يا رَسُولَ اللَّهِ اَنّى مُؤْمِنٌ بِكَ،
نپوشانيدت از جامههاى چركينش و گواهى دهم اى رسول خدا كه من به تو ايمان دارم
وَبِالْأَئِمَّةِ مِنْ اَهْلِ بَيْتِكَ، مُوقِنٌ بِجَميعِ ما اَتَيْتَ بِهِ راضٍ مُؤْمِنٌ،
و به امامان از اهل بيت تو يقين دارم و به تمام آنچه تو آوردهاى خوشنود و معتقدم
وَاَشْهَدُ اَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ اَهْلِ بَيْتِكَ اَعْلامُ الْهُدى، وَالْعُرْوَةُ الْوُثقى،
و گواهى دهم كه امامان از اهل بيت تو مشعلهاى هدايت و ريسمان محكم حق هستند
وَالْحُجَّةُ عَلى اَهْلِ الدُّنْيا، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيارَةِ
و بر اهل دنيا حجتند خدايا قرار مده اين زيارتم را آخرين زيارت
نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ السَّلامُ، وَاِنْ تَوَفَّيْتَنى فَاِنّى اَشْهَدُ فى مَماتى عَلى
پيغمبرت - كه بر او و آلش سلام باد - و اگر مرا ميراندى پس من گواهى دهم در مرگم بر آنچه
ما اَشْهَدُ عَلَيْهِ فى حَيوتى، اَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، وَحْدَكَ لا
گواهى دادم بدان در زندگيم كه همانا توئى خدائى كه معبودى جز تو نيست يگانهاى كه
شَريكَ لَكَ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ، وَاَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ
شريك ندارى و همانا محمد بنده و رسول تو است و همانا امامان از اهل بيت او
اَوْلِيآؤُكَ وَاَنْصارُكَ، وَحُجَجُكَ عَلى خَلْقِكَ، وَخُلَفآؤُكَ فى عِبادِكَ،
اولياء و ياران و حجتهاى توأند بر خلقت و جانشينان توأند در بندگانت
وَاَعْلامُكَ فى بِلادِكَ، وَخُزَّانُ عِلْمِكَ، وَحَفَظَةُ سِرِّكَ، وَتَراجِمَةُ وحْيِكَ،
و مشعلهاى توأند در شهرهايت و خزينهداران دانشت و نگهبانان راز توأند و ترجمانهاى وحى توأند
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَبَلِّغْ رُوحَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ
خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و برسان به روح پيمبرت محمد و آل او
فى ساعَتى هذِهِ وَفى كُلِّ ساعَةٍ تَحِيَّةً مِنّى وَسَلاماً، وَالسَّلامُ عَلَيْكَ
در اين ساعت و در هر ساعت تحيت و سلامى از جانب من و سلام بر تو
يا رَسُولَ اللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ تَسْليمى عَلَيْكَ.
اى رسول خدا و رحمت خدا و بركاتش، قرار ندهد خدا اين سلام را آخرين سلام من بر شما
شيخ در مصباح و سيّد در جمال الأسبوع در اعمال روز جمعه فرمودهاند كه مستحب است زيارت حضرت رسول و ائمهعليهم السلام در روز جمعه و روايت كردهاند از حضرت صادقعليه السلام كه فرمود هر كه خواهد زيارت كند قبر رسول خدا و قبر اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و قبرهاى ساير حجج طاهرهعليهم السلام را و در شهر خود باشد پس در روز جمعه غسل كند و دو جامه پاكيزه بپوشد و بيرون رود به صحرائى و به روايت ديگر بر بام خانهاى بالا رود پس چهار ركعت نماز بگذارد با هر سوره كه ميسّر شود پس چون تشهّد و سلام نماز دهد برخيزد رو به
قبله و بگويد: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ
* * * * سلام بر تو اى پيامبر و رحمت خدا و بركاتش سلام
عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ الْمُرْسَلُ، وَالْوَصِىُّ الْمُرْتَضى، وَالسَّيِّدَةُ الْكُبْرى،
بر تو اى پيامبر مرسل و (بر تو اى) وصى پسنديده و (بر تو اى) بانوى بزرگ
وَالسَّيِّدَةُ الزَّهْرآءُ، وَالسِّبْطانِ الْمُنْتَجَبانِ، وَالْأَوْلادُ الْأَعْلامُ، وَالْأُمَنآءُ
و بانوى محترم اى زهرا و بر شما اى دو سبط برگزيده و بر شما اى فرزندان بزرگوار و امينهاى
الْمُنْتَجَبُونَ، جِئْتُ اِنْقِطاعاً اِلَيْكُمْ وَاِلى آبائِكُمْ وَوَلَدِكُمُ الْخَلَفِ عَلى
برگزيده من از همه بريده و آمدهام بسوى شما و بسوى پدران شما و فرزندتان آن يادگار شايسته
بَرَكَةِ الْحَقِّ، فَقَلْبى لَكُمْ مُسَلِّمٌ، وَنُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ، حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ
به بركت خدا پس دلم تسليم شما است و ياريم برايتان آماده است تا خدا بوسيله
بِدينِهِ، فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ، اِنّى لَمِنَ الْقائِلينَ بِفَضْلِكُمْ، مُقِرٌّ
دين خودش (در زمين) حكم كند پس با شمايم با شما نه با دشمن شما و براستى من قائلم به فضل شما و اقرار دارم
بِرَجْعَتِكُمْ، لا اُنْكِرُ للَّهِِ قُدْرَةً، وَلا اَزْعَمُ اِلاَّ ما شآءَ اللَّهُ، سُبْحانَ اللَّهِ ذِى
به رجعت شما و انكار ندارم هيچگونه قدرتى را براى خدا و نه پندارم جز آنچه خدا خواهد منزه است خدا صاحب
الْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ، يُسَبِّحُ اللَّهَ بِاَسْمآئِهِ جَميعُ خَلْقِهِ، وَالسَّلامُ عَلى
ملك و ملكوت تسبيح خدا گويند تمامى خلق بوسيله اسامى خدا و سلام بر
اَرْواحِكُمْ وَاَجْسادِكُمْ، وَالسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ
ارواح شما و اجسادتان و سلام بر شما و رحمت خدا و بركاتش
مؤلّفگويد:كهرواياتبسيارواردشدهكهازهركجاسلامو صلوات بر حضرت رسولصلى الله عليه وآله فرستاده شود به آن حضرت برسدودر روايتى وارد شده كه ملكى موكّل است بر آنكه هر مؤمنىكه بگويد صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ آنمَلَكْدرجواباوگويدوَعَلَيْكَ پسازآنبهحضرتپيغمبرصلى الله عليه وآله عرض كند يا رسُولَ اللَّهِ فلان شخص سلام بر شما رسانيد آن حضرت فرمايد وَ عَلَيْهِ السَّلامُ و در روايت معتبر است كه آن حضرت فرمود هر كه زيارت كند قبر مرا بعدازموتمنخواهدبودمثلكسىكههجرت كرده بسوى من در حيات من پس هرگاه استطاعت نداريد كه به زيارت قبر من بيائيد سلام بفرستيد بسوى من كه آن سلام مىرسد.
برگرفته از مفاتیح الجنان
از پرهاى سوخته و خیمه هاى خاکستر، چهل روز مى گذرد؛ از شانه هاى بى تکیه گاه و چشم هاى به خون نشسته، از لحظاتى که سیلى مى وزید و صحرا در عطشى طولانى، ثانیه هایش را به مرگ مىبخشید.
حالا چهل روز است که مرثیه هامان را در کوچه هاى داغ، مکرر مىکنیم.
چهل شب است که بر نیزه شدن آفتاب را سر بر شانه هاى آسمان مى گرییم. «اى چرخ! غافلى که چه بیداد کرده اى».
از شام تا کربلا
از کربلا تا شام، حکایت سرهاى جسور شماست که شمشیرها را به خاک افکند.
من از روایت خونابه و خنجر مى آیم؛ از شعله هاى به دامن نشسته و فریادهاى بىیاورى.
امروز، اربعین خورشید است. نگاه کن چگونه پرندگان، بر شاخه هاى درختان روضه مى خوانند؛ چگونه ابرها، فشرده فراقى عظیم، پهنه زمین را مىبارند!
رفتهاید و پس از شما، جاده ها، اسیر زمستانى همیشگى اند. پرواز ناگهان شما آتشى است که هرگز فرو نمى نشیند.
زخم عاشورا همیشه تازه است
پاییز را دیده اى، چگونه نوباوگان تابستان را به زمین مى ریزد و سر و روى جهان را به زردى مىنشاند؟! اکنون دیرى است که پروانه هاى هاشمىمان را شعله هایى یزیدى، بر تپه هاى خاکستر فرو ریختهاند.
دیرى است که گیسوان کودکى رقیه را بادهاى یغماگر، با خویش بردهاند.
زمین، پاییزش را از یاد مى برد، اما زخم عمیق عاشورا را هرگز.
سال ها مى گذرد و ما همچنان سوگ کبوترانى آزاده را بر سینه مى کوبیم.
اربعین لاله ها
نزهت بادى
بشیر!
وقتى به مدینه النبى رسیدیم، مبادا کسى جلوى قافله اسراى کربلا، گوسفندى را سر ببرد! این کاروان، از سفر چهل روزه با سرهاى بریده بر بالاى نى مىآید.
نگذار هیچ لاله اى را در رثاى شهدایمان پرپر کنند! سراسر خاک کربلا، پر بود از گلبرگ هاى خونین و پاره اى که از هر سو مرا صدا مىزدند: «أخَىَّ اخَّى».
اجازه نده کسى بر سر و رویش خاک بریزد؛ هنوز باد، گرد و خاک کوچه هاى کوفه و شام را از سر و روى زنان و کودکان عزادار نربوده است.
این صورت هاى کبود و دست هاى سوخته، نیازى به گلاب افشانى ندارند؛ هنوز اربعین گل هایى که با تشنه کامى بر خاک و خون افتادند، نگذشته است.
بگو پاى برهنه به استقبالمان نیایند؛ این کاروان پر است از کودکانى که پاى پرآبله دارند.
سفارش کن شهر را شلوغ نکنند و دور و برمان را نگیرند، ما از ازدحام نگاه هاى نامحرم و بیگانه بازگشته ایم.
بگذار آسودهات کنم بشیر!
دل زینب علیهاالسلام براى خلوت مزار جدش پر مى کشد تا به دور از چشم خونبار رباب و سکینه و سجاد علیهمالسلام و این کاروان داغدار، پیراهن کهنه و خونین حسین علیه السلام را بر سر و روى خویش بنهد و گریه هاى فرو خورده چهل روزه اش را یک سره رها سازد.
معصومه داوودآبادى
اشارات :: اسفند ۱۳۸۶، شماره ۱۰۶
يعنى بيستم صفر شيخ درتهذيب و مصباح روايت كرده از حضرت امام حسن عسكرىعليه السلام كه فرموده علامات مؤمن پنج چيز است پنجاه و يك ركعت نماز گذاشتن كه مراد هفده ركعت فريضه و سى و چهار ركعت نافله است در هر شب و روز و زيارت اربعين كردن و انگشتر در دست راست كردن و جبين را در سجده بر خاك گذاشتن و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمن الرَّحيمِ را بلند گفتن و كيفيّت زيارت حضرت امام حسينعليه السلام در اين روز به دو نحو رسيده يكى زيارتيست كه شيخ در تهذيب و مصباح روايت كرده از صفوان جمّال كه گفت فرمود به من مولايم حضرت صادقعليه السلام در زيارت اربعين كه زيارت مىكنى در هنگامىكه روز بلند شده باشد و مىگوئى:
اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبيبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى خَليلِ اللَّهِ وَنَجيبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى
سلام بر ولى خدا و دوست او سلام بر خليل خدا و بنده نجيب او سلام بر بنده
صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِيِّهِ، اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهيدِ، اَلسَّلامُ على
برگزيده خدا و فرزند برگزيدهاش سلام بر حسين مظلوم و شهيد سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاريها
اَسيرِ الْكُرُباتِ، وَقَتيلِ الْعَبَراتِ، اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِيُّكَ وَابْنُ وَلِيِّكَ،
اسير بود و كشته اشكِ روان گرديد خدايا من براستى گواهى دهم كه آن حضرت ولىّ (و نماينده) تو و فرزند ولىّ تو بود و
وَصَفِيُّكَ وَابْنُ صَفِيِّكَ، الْفآئِزُ بِكَرامَتِكَ، اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ، وَحَبَوْتَهُبِالسَّعادَةِ،
برگزيدهات و فرزند برگزيدهات بود كه كامياب شد به بزرگداشت تو، گراميش كردى بوسيله شهادت و مخصوصش داشتى به
وَاَجْتَبَيْتَهُ بِطيبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ،
سعادت و برگزيدى او را به پاكزادى و قرارش دادى يكى از آقايان (بزرگ) و از رهروان پيشرو و يكى از كسانى كه از
وَذآئِداً مِنْ الْذادَةِ، وَاَعْطَيْتَهُ مَواريثَ الْأَنْبِيآءِ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِكَ مِنَ
حق دفاع كردند و ميراثهاى پيمبران را به او دادى و از اوصيائى كه حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى او نيز
الأَْوْصِيآءِ، فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ، وَمَنَحَ النُّصْحَ، وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ،
در دعوت مردم جاى عذر و بهانهاى(براى كسى) نگذارد و بيدريغ خيرخواهى كرد و جان خود را در راه تو داد
لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ، وَقَدْ تَوازَرَ عَلَيْهِ مَنْ
تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى و چنان شد كه همدست شدند بر عليه
غَرَّتْهُ الدُّنْيا، وَباعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الأَْدْنى، وَشَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ
آن حضرت كسانىكه دنيا فريبشان داد و فروختند بهره (كامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچيزى و بداد آخرتش رادرمقابل بهائى
الْأَوْكَسِ، وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فى هَواهُ، وَاَسْخَطَكَ وَاَسْخَطَ نَبِيَّكَ،
اندك و بىمقدار و بزرگى كردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون كردند، و تو و پيامبرت را بخشم
وَاَطاعَ مِنْ عِبادِكَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ
آوردند و پيروى كردند از ميان بندگانت آنانى را كه اهل دو دستگى و نفاق بودند و كسانى را كه بارهاى سنگين
الْمُسْتَوْجِبينَ النَّارَ، فَجاهَدَهُمْ فيكَ صابِراً مُحْتَسِباً، حَتّى سُفِكَ فى
گناه بدوش مىكشيدند و بدين جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (كه چنان ديد) با شكيبائى و پاداشجوئى با
طاعَتِكَ دَمُهُ، وَاسْتُبيحَ حَريمُهُ، اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبيلاً، وَعَذِّبْهُمْ
آنها جهاد كرد تا خونش در راه پيروى تو ريخت و حريم مقدسش شكسته شد خدايا آنان را لعنت كن به لعنتى و بالدار و
عَذاباً اَليماً، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ سَيِّدِ
عذابشان كن به عذابى دردناك سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند آقاى
الْأَوْصِيآءِ اَشْهَدُ اَنَّكَ اَمينُ اللَّهِ وَابْنُ اَمينِهِ، عِشْتَ سَعيداً، وَمَضَيْتَ
اوصياء گواهى دهم كه براستى تو امانتدار خدا و فرزند امانتدار اوئى سعادتمند زيستى و ستوده از دنيا
حَميداً وَمُتَّ فَقيداً مَظْلُوماً شَهيداً، وَاَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَكَ،
رفتى و گمگشته و ستمديده و شهيد درگذشتى و نيز گواهى دهم كه خدا براستى وفا كند بدان وعدهاى كه به تو داده
وَمُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ،
وبههلاكت رساند هركه را كه دست از ياريت برداشت و عذاب كند كسى كه تو را كشت و گواهم دهم كه تو بخوبى وفا كردى
وَجاهَدْتَ فى سَبيلِهِ حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ، فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ، وَلَعَنَ اللَّهُ
به عهد خدا و جهاد كردى در راه او تا مرگت فرا رسيد خدا لعنت كند كسى كه تو را كشت و خدا لعنت كند
مَنْ ظَلَمَكَ، وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ، اَللّهُمَّ اِنّى
كسى كه به تو ستم كرد و خدا لعنت كند مردمى كه شنيدند جريان كشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند خدايا من تو را
اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىٌّ لِمَنْ والاهُ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ، بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى يَا بْنَ
گواه مىگيرم كه من دوست دارم هر كه او را دوست دارد و دشمنم با هر كه او را دشمن دارد پدرم و مادرم بفدايت اى فرزند
رَسُولِ اللَّهِ، اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فىِالْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَالْأَرْحامِ
رسول خدا گواهى دهم كه تو براستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحمهائى
الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِيَّةُ بِاَنْجاسِها، وَلَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ
پاكيزه كه آلودهات نكرد اوضاع زمان جاهليت به آلودگيهايش و در برت نكرد از لباسهاى چركينش
مِنْ ثِيابِها، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعآئِمِ الدّينِ وَاَرْكانِ الْمُسْلِمينَ، وَمَعْقِلِ
و گواهى دهم كه براستى تو از پايههاى دين و ستونهاى محكم مسلمانان و پناهگاه
الْمُؤْمِنينَ، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ الْأِمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ، الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى
مردمان با ايمانى و گواهى دهم كه تو براستى پيشواى نيكوكار با تقوا و پسنديده و پاكيزه و راهنماى
الْمَهْدِىُّ، وَاَشْهَدُ اَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى، وَاَعْلامُ الْهُدى،
راهيافتهاى و گواهى دهم كه همانا امامان از فرزندانت روح و حقيقت تقوى و نشانههاى هدايت
وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى، وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْيا، وَاَشْهَدُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ،
و رشتههاى محكم (حق و فضيلت) و حجتهائى بر مردم دنيا هستند و گواهى دهم كه من به شما ايمان دارم
وَبِاِيابِكُمْ مُوقِنٌ، بِشَرايِعِ دينى وَخَواتيمِ عَمَلى، وَقَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ،
و به بازگشتتان يقين دارم با قوانين دينم و عواقب كردارم و دلم تسليم دل شما است
وَاَمْرى لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ، وَنُصْرَتى لَكُمْ مُعَدَّةٌ، حَتّى يَاْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ،
و كارم پيرو كار شما است و ياريم برايتان آماده است تا آنكه خدا در ظهورتان اجازه دهد
فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لامَعَ عَدُوِّكُمْ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ، وَعلى اَرْواحِكُمْ
پس با شمايم نه با دشمنان شما درودهاى خدا بر شما و بر روانهاى شما
وَاَجْسادِكُمْ، وَشاهِدِكُمْ وَغآئِبِكُمْ، وَظاهِرِكُمْ وَباطِنِكُمْ، آمينَ رَبَالْعالَمينَ.
و پيكرهايتان و حاضرتان و غائبتان و آشكارتان و نهانتان آمين اى پروردگار جهانيان.
شهادت اويس قرنى.